یک عدد مادر

من یک مادرم......

مادری منتظر....

چقدر سخت است تحمل این روزهای واپسین و چقدر سخت تر که تنهایم.....همسرم هست ولی گویا نیست، نمی بیند،گویی مرا خوب نمی فهمد.....درگیرم این روزها......هیجانم بالاست.....گویی موعد امتحان است و من مضطرب از امتحان پیش رو.......مضطرب از اینکه آیا آماده ام یا نه.....مضضطرب از آینده ای که نمی دانمش.....مضطرب از سلامت فرزندم......مضطرب از دکتر....مضطرب از عمل.......حال مسافری را دارم که مدتها منتظر رسیدن به مقصد بود و حال که به مقصدش نزدیکتر شده حس می کند که هنوز آماده نیست و چمدانش را نبسته........

این روزها حساس شده ام...بسیار حساس......با کوچکترین حرفی اشکم جاری می شود.......همسر تا دیر وقت سر کار است و وقتی می آید اعصابش خط خطی است آنقدر که گویی مرا فراموش کرده است....شاید هنوز فکر می کند همه چیز یک شوخی مسخره است.......شاید هم خودش را به کوچه علی چپ می زند تا تحمل این روزها برایش راحت تر شود......خواهر و برادری هستیم در کنار هم و این برای او سخت تر است.......

این روزها بیش از همیشه به او نیاز دارم.......به آغوشش، نوازشش، حمایتش،آرامشش.....

این روزها او برایم حکم اکسیژن را دارد که بدون وجودش خفه می شوم......کاش این را می دانست......کاش به جای کارش در من غرق می شد.......خوب که فکر می کنم می بینم شاید من هم این روزها آغوش گرمی برای او نبوده ام......

خدایا...سایه اش را بر سرم مستدام دار و حمایتش را جاودان.......

/ 3 نظر / 23 بازدید
آزاده

فکر میکنم دخملمون به دنیا امده که نیستی.... منتظرم با خبرهای خوب خوب بیای

بانو سرن

سلام عزیزم اول یه چیزی راجع به ترست بگم من خیلی میترسیدم وقتی با خاله ام حرف میزدم گفت: همونی که سنگین کرده خودشم سبک می کنه. این جمله ساده خیلی آرومم کرد. بعد از زایمان حساس ترم میشی مواظب خودت _اول خودت_ باش. من کیسه آبم پاره شده بود و دهانه رحم دو سانت بیشتر باز نشد از 4 صبح تا 2 عصر. درد زیادی هم کشیدم اما نشد. ولی اگه بازم به عقب برمیگشتم بازم همین کار رو میکردم. اصلا از کجا معلوم که تو جزو اون دسته از خانومایی نباشی که راحت زایمان می کنند نذار کسی از تصمیمت منصرفت کنه. بهترین انتخاب در وهله اول هم برای تو هم برای گلت زایمان طبیعیه. چند تا توصیه هم دارم که خوئدمو اذیت کرد لااقل تو اذیت نشی اول اینکه روزای اول تولد گلت سعی کن دوروبرت خلوت باشه شلوغی خیلی اذیتت میکنه.

سوگند

عزيز دلم كجايي بيا يه خبر بده ببينيم اين دخمل نازمون بدنيا اومد يا نه ؟